حرفه دلم
گــــــاهی وقتها که بُغـــــض ها بر دلت سنگینـــی میکند و دل ِ مـَحـرمی را نمی یابی ،
شــــاید اگر چشمانت را ببنــدی و در کنج ِ خاکریزی از خاکریزهـای
" شلمچه "
بیتــــــوته کنــــــــــــــــــی ، کمـــــــــــــی آرام شــــــوی
چقدر خوب بود هر وقت دوس داشتیم می رفتیم بیش خدا................. اونوقت من الان بیش خدا بودم واسه همیشه.................................. وقتی دنیا بر از آدمای نامرده وقتی هیشکی صادق نیست بس چرا بمونیم...
بعدا نوشت:خدایا کفر نمیکنم اما دلگیرم از دنیات
ای تنها رفیق لحظه های من :خدایا خوشحالم که هستی
+ نوشته شده در یکشنبه ۹ مهر ۱۳۹۱ ساعت 19 توسط خادم الشهدا
|
می نویسم تا یادم نرود تمام وجودم را از عروج شما دارم