باز دلم هواي شلمچه كرده است.
باز دلم هواي شلمچه كرده است.
باز از فرسنگها راه براي بوي خاكريزهايش مستم مي كند. باور كنيد خودم هم ديگر خسته
شده ام. همين كه مي آييم نفسي بگيريم تا با شهر بسازيم همين كه آرام آرام به زندگي
روزمره دست آخوت مي دهيم نمي دانيم چه مي شود كه درست هنگامي كه آنجا كه مي
رويم تا خط جديدي را در دلمان رقم بزنيم به سراغمان مي آيد.
شلمچه روايتي است از خاك تا افلاك ، حكايت آنان كه چون مرغان سبكبال به زيبايي در طلوع
شهادتت پريدند.
شلمچه خلاصه عشق است و قطعه اي از بهشت ، شلمچه ، آينه ايست كه تمام جبهه با
خاك هاي سرخش در آن مي درخشد. و دريچه آسماني است كه از آن بوي رشادت و عطر
دلنواز شهامت ميوزد.
شلمچه تنديس زيباي عشق است كه در ميدان ايثار قد كشيده است. شلمچه شهر شهود و
شهادت است.
شلمچه مثنوي بلند ايثار است و فرودگاه عشق و عروجگاه دل .
+ نوشته شده در سه شنبه ۶ دی ۱۳۹۰ ساعت 12 توسط خادم الشهدا
|
می نویسم تا یادم نرود تمام وجودم را از عروج شما دارم