شنیدیم هرکی میخواد تحقیر کنه و ثابت کنه خیلی پرتی، میگه:دهاتی!

  بچه ی روستاست

هممون کم اوردیم جلوش... 

وقتی اسم "مادر" اومد، دو زانو نشست، روسریشو کشید جلو و موهاشو کرد تو، به کودک کناردستش که پاهاشو دراز کرده بود گفت: گناه داره اسم حضرت زهرا میاد اینطوری بشینی! پاهاتو جمع کن"

عزیزِ شیعه ست اون چادر خاکی...

پی نوشت:

حالا دیگر خواهر کوچک من هم میداند که مهدیه، اسم مکان است و فاطمیه اسم زمان... اما من منتظر میمانم و میدانم روزی مهدیه، اسم زمان خواهد شد و فاطمیه اسم مکان...