من منتظر میمانم...
شنیدیم هرکی میخواد تحقیر کنه و ثابت کنه خیلی پرتی، میگه:دهاتی!
بچه ی روستاست
هممون کم اوردیم جلوش...
وقتی اسم "مادر" اومد، دو زانو نشست، روسریشو کشید جلو و موهاشو کرد تو، به کودک کناردستش که پاهاشو دراز کرده بود گفت: گناه داره اسم حضرت زهرا میاد اینطوری بشینی! پاهاتو جمع کن"
عزیزِ شیعه ست اون چادر خاکی...
پی نوشت:
حالا دیگر خواهر کوچک من هم میداند که مهدیه، اسم مکان است و فاطمیه اسم زمان... اما من منتظر میمانم و میدانم روزی مهدیه، اسم زمان خواهد شد و فاطمیه اسم مکان...
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 21 توسط خادم الشهدا
|
می نویسم تا یادم نرود تمام وجودم را از عروج شما دارم