لیالی قدر

سال ها پیش، وقتی سیاهپوشان شهادتت، شب های احیا برای غیرت و همه ی بزرگیت طناب اشک می بافتند و چشم هاشان از این همه غریبگی، تر می شد، یادم هست دلم احیا می خواست. یادم هست آن سال ها، روزه های کله گنجشکی و شب های پر خواب راضی ام نمی کرد... .

یادم هست که دلم می خواست مثل بزرگ ترها با سوز دل برایت بگریم... . دلم می خواست مادر مرا هم با خود ببرد احیا. مثل مادر بروم مسجد برایت احیا بگیرم. دلم می خواست مثل مادرشانه هایم از اشک و اندوه و ناله بلرزند. دلم می خواست مثل بزرگ ترها دوست داشتنم را با شب زنده داری و اشک های متصل، به تو ابراز کنم ... .

دلم جوشن می خواست. می خواستم سر هر "خلصنا"یش دلم را به نام خدا گره بزنم ...

الآن بزرگ شده ام،مثل مادر می روم احیا می گیرم. شانه هایم از اشک می لرزند،اما باز هم دلم راضی نمی شود ... .

دیگر دلم نه احیا می خواهد و نه اشک!

دلم خودت را می خواهد ... دلم خودت را می خواهد وقتی تمام سخاوتت را می بخشیدی به آدم ها!

دلم بدجور هوایی ست! تا دلدادگانت مرا می بینند،پرغصه می گویند:"امشب ما را دعا کن!" آن وقت شانه هایم را نومیدانه در چنگ می گیرند و در آغوشم فرو می روند ... .

بی صدا می گریم. تازه یادم می آید شب قدری بود و شب مصیبتی!

دلم بدجور هوایی ست؛ با دلی که هیچوقت از نبودنت راضی نیست امسال هم برایت احیا می گیرم و اشک می ریزم ...

باشد که شفاعتی کنی ما را ...

امام علی (ع)

فرا رسیدن ایام شهادت مولای متقیان، امیر مؤمنان حضرت مولی الموحدین علی بن ابیطالب(ع)  را به تمام عاشقان آن حضرت تسلیت عرض می نمایم.