فقط چند ثانیه به این سگ قبر نگاه کنو بعد حستو بگو..........

[تصویر: 70146_780.jpg]


[تصویر: 70147_534.jpg]
پرکاهی تقدیم به آستان قدس الهی



  همان دانشجوی ـ دانشگاه علم و صنعت ـ شهیدی است که وصیت کرد:

قبرم را ساده و هم سطح زمین درست کنید و با اندکی سیمان روی آن را بپوشانید و فقط با
 
 انگشت روی آن بنویسد:
 
«پر کاهی تقدیم به آستان قدس الهی»

عارفی دلسوز:

«
خدایا! آنچنان که از تو می‌ترسم، به رحمتت امید دارم. خدایا! می‌دانم آنچنان که داده‌ای
 
 مؤاخذه می‌کنی، اما ای فریادرس! روزی که مؤآخذه ام می‌کنی، هیچ جوابی برایت ندارم. تو
 
 را به وحدانیتت قسم می‌دهم آن روز دست رد بر سینه ام نزن!

خدایا! دوست داشتم در این مسافرت 25 ساله آنچنان در دنیا کشت کنم که در آخرت روسفید
 
 باشم، اما چه کنم که این سگِ نفس من را به دنبال خود کشید.»

این جملات آسمانی از خواجه عبدالله انصاری یا هیچ پیر عاشق و از دنیا بریده‌ای نیست. اینها
 
را بهمن (محمد جواد) دُرولی نوشته است؛ دانشجوی عارفی که دنیا را سه طلاقه کرده بود و
 
 دل عاشق خود را به قرب الهی پیوند داده بود.

بهمن در یکی از یادداشت‌هایش نوشته بود:

«امروز تا این ساعت برایم پر ارزش و فراموش نشدنی بود، زیرا مقدار زیادی بر اعمال گذشته
 
 ام بازگشت داشتم و استغفار نمودم ... خدایا! راضیم به رضایت ولی دوست دارم و امیدوارم
 
 هر لحظه که نوبتم باشد، حتی مویی از بدنم باقی نماند.»