شب بیست وسوم ماه رمضان(طرح ضیافت اندیشه 1389)است.زهره با دلی شکسته سر مزار شهدای گمنام دانشگاه شروع به دردودل می کند: من نه سیدم...نه از اقوام شهدا که     پیش شما یه جایگاه خاص داشته باشم.میشه منو به خواهر خوندگی قبول کنید میشه من و    قبول کنید.یک شبانه روزکه ازاین واقعه میگذرد(با آغاز اعتکاف دانشجویی)مریم دوست  زهره,درخواب می بیند:خانمی رو به روی مزار شهدای گمنام ایستاده ولیستی از نام شهدا را در دست داردکه تنها نام شهید الیاسی مشخص است با خودکارش اسم شهید الیاسی را به مریم نشان می دهد ودر همین حال ندایی ازسمت  مزار شهید گمنام 25ساله در قالب واژگان شهید گمنامه...شهید گمنامه با همین سه بار تاکید حک می شودو به گوش مریم میرسدکه  این شهید(الیاسی )پدر خوانده ی زهره است.

ودر ادامه شخصی به مریم می گوید:مادر بزرگ شهید الیاسی گفته به مریم بگید بیاد تویسرکان شهید الیاسی رو ببینه...ومریم از خواب بیدار می شود.روز اول چیزی به کسی  نمی گوید.سوالاتی در ذهنش ایجاد می شود که چطور شهید الیاسی گمنامه  درحالیکه اسم داره؟این خواب به زهره چه ارتباطی دارد؟ پدر زهره که زنده است.

ودر نهایت اینگونه بازهره شروع میکند:

شهیدالیاسی میشناسی ؟

 نه چطور مگه؟خوابش رو دیدم.

 اهل تویسرکانه ها؟...

ورنگش پرید.آره...آره...

قضیه این بود که خواهر زاده شهید الیاسی هفت سال پیش بازهره هم کلاس بوده و خیلی گذرا شهید الیاسی را به زهره معرفی میکند.وحالابعدازگذشت هفت سال زهره ازدوستش    که چند سال است در تهران زندگی میکند یک شماره دارد.                                               تصمیم به  تفسیر خواب میگیرند.وقتی زهره ,قضیه درد ودلش با شهدا را با مریم درمیان   میگذارد می فهمند اینکه شهید الیاسی پدر خوانده زهره است همان نسبت برادری است که  زهره ازشهدا خواسته بود.چرا که پدربه معنای حامی,ولی وسرپرست نیزهست.       زهره میگفت: فکرش راهم نمیکردم شهدا اینقد زود جوابم رابدهند.                                        اما نکته مهم تر همچنان باقی بود نکته ای که آنها را به سمت انتشار این واقعه  میکشاند: اینکه چرا شهیدالیاسی با داشتن نام گمنام معرفی شده؟ بعدازاتمام اعتکاف با خواهرزاده ی   شهیدتماس میگیرند:آدرس ونام؟نامش درشناسنامه علی است اما احمدهم صدایش میکردند.    روستای خرم رود (سیستانه)  تویسرکان. جالب است داشتن دواسم داشتن هویت وگمنامی؟  بعد از ماه رضان راهی تویسرکان شدند.روستای دورافتاده ای با150نفر جمعیت.شخصی   راهنمای آنان شد.راجع به شهیدوخانواده اش پرسیدند:پدرومادرش فوت کرده خواهرهایش  درتهران وهمدان زندگی میکنند.برادرش هم شهید است ومزارش هم در کرج سقفش آسمان  است وبی کس..سرمزارش که رسیدندچقدرراحت ازکنارش عبورکردند.چرا؟ چون انتظار   داشتند علامتی یا چیزی که حداقل نشان دهداین جا مزار یک شهید است وجود داشته باشد اما اینطورنبود روی اکثرمزارهارا خواندندامانبود.بالاخره راهنما با منزل تماس میگیردتا     اینکه باگرفتن نشانی فهمیدند مزارش کدام سمت است.با پیداکردن مزارفقط گریه کردند. ثانیه ها می گذشت وهق هق گریه ها....اتاقک مزارش,حجله وسیمی که به جای قفل به در آن پیچانده بودند زنگ زده بود.سنگ قبرش تا نیمه گل خشک شده گرفته بود.خسوخاشاک هم اطراف سنگش را.پرچم بای سرش ازپوسیدگی وبیرنگی نمایی برای خودنمایی نداشت. گل های سرخ مصنوعی درون حجله اش که انگار از روزهای نخستین دفنش آنجا گذاشته بودندروبه سفیدی میزدوقتی به آن دست زدند گلبرگ هایش ریخت گردوخاک روی عکس خودش وامام(ره) راگرفته بود.وآنها تازه با دیدن این صحنه,علت گمنامی اورا فهمیدند.حتی مزارش بین سه مزارشهید دیگری که آنجا بود غربت آلودتربود. این فضای دست نخورده نشان ازغریبی وگمنامی میداد.در عزیمت های بعدی بچه های کانون رهپویان شهدا جهت غبارروبی ورنگ آمیزی راهی مزارش شدند.

پیام شهدای گمنام به زهره ومریم: هرروزنزدیک دوسه هزاردانشجوازکنارما رد میشن فاتحه میخونن دردودل میکنن سفره دلشون روبازمیکنن...بهتره شما بریدوشهید دیگری  که ازما غریب تره روازغربت دربیارید.وشهدای گمنام , شهید الیاسی روبرای رفاقت و    توسل به آنها معرفی کردند.                                                                             

نکته مهم این است که نه تنها شهید الیاسی که هیچ شهیددیگری نیازی به فاتحه وبازدید ما ندارند.جداازاینکه مسئله غربت وفراموش کردن شهداست.روی دیوارای خوده تویسرکان نوشته بودند:تازمانی که یادشهدادرمملکت ما زنده است,ایران دربرابرهیچ قدرتی شکست نخواهد خورد.این جمله شاید بیانگراین نکته باشد که ما خودمان باسهل انگاری وکوتاهی.  بقاءانقلاب ومملکت رابه خطر می اندازیم.                                                     

درک این مطلب وقتی ملموس ترمیشود که مطلع شوید این داستان واقعی سرگذشت ده روزه ی چند تن ازاعضای خدمتگزارکانون رهپویان شهدا می باشد. 

 

                                                   التماس دعا