دلم هــــوای تو کرده هــــوای آمدنت

صدای پای تــــو آید صــــــدای آمدنت

بهـــــار با تـــو بیاید به خانه ی دل ما

سری به خانه ی ما زن صفای آمدنت

هنوز مانده به یادم که مادرم میخواند

زمـــان کودکی ام قصـــه های آمدنت

حساب کردم و با حساب خود دیــدم

تمـــام عمــــر نشستم به پای آمدنت

چقـــدر وعده وصل تو را به دل بدهم

چقـــدر جمعــه بخوانم دعــای آمدنت

نیــــامدی و دلــم شکستی ای مــولا

چه نــــذرهـا که نکردم بــــرای آمدنت