نامه چندخطي يه دختر نه ساله به دلاوران جنگ
هيچي نميگم ؛ خودتون بخونيد
زيادم نيست ؛ اشك من يكي دراومد
بعد از خوندن اگه يه حال عجيبي بهتون دست داد ؛ التماس دعا

با سلام به امام زمان علیه السلام و درود به امام خمینی(ره)
سلام به رزمندگان اسلام اسم من زهرا می باشد. این هدیه را که نان خشک و بادام است برای شما فرستادم. پدرم می خواست جبهه بیاید ولی او با موتور زیر ماشین رفت و کشته شد. من 9 سال دارم و نصف روز مدرسه و نصف دیگر را قالی بافی می روم. مادرم کار می کند. ما 5 نفر هستیم پدرم مرد و باید کار کنیم و من 92 روز کار کردم تا برای شما رزمندگان توانستم نان بفرستم. از خدا می خواهم که این هدیه را از یک یتیم قبول کنید و پس ندهید و مرا کربلا ببرید آخر من و مادرم خیلی روزه می گیریم تا خرجی داشته باشیم. مادرم، خودم، احمد و بتول و تقی برادر کوچک سلام می رسانیم. خدا نگهدار شما پاسداران اسلام باشد.
می نویسم تا یادم نرود تمام وجودم را از عروج شما دارم