روزگار ما ...
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه، گوشت بدن خودشو می کند و می داد به جوجه هاش می خوردند.
زمستان تمام شد و کلاغ مرد!
اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند:
آخی، خوب شد مرد، راحت شدیم از این غذای تکراری!
این است واقعیت تلخ روزگار ما...
زمستان تمام شد و کلاغ مرد!
اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند:
آخی، خوب شد مرد، راحت شدیم از این غذای تکراری!
این است واقعیت تلخ روزگار ما...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 15 توسط خادم الشهدا
|
می نویسم تا یادم نرود تمام وجودم را از عروج شما دارم